من هر روز یک انسانم"

اگر به خانه ی من آمدی"...برایم مداد بیاور.....مداد سیاه...می خواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم ، یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !
یک مداد پاک کن بده برای محو لبها.....نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان ، سیاهم کند!
یک تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم.... سرم هوایی بخورد.... و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم !
نخ و سوزن هم بده ، برای زبانم می خواهم ... بدوزمش به سق....اینگونه فریادم بی صداتر است!
قیچی یادت نرود..........می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم !
پودر رختشویی هم لازم دارم.....برای شستشوی مغزی....مغزم را که شستم ، پهن کنم روی بند... تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت... می دانی که؟ باید واقع بین بود !
صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر......می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه می زنندم.... بغضم را در گلو خفه کنم!
یک کپی از هویتم را هم می خواهم.... برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیر تقدیمم می کنند !
تو را به خدا.....اگر جایی دیدی "حقی" می فروختند .....برایم بخر....تا در غذا بریزم........ ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !
و سر آخر اگر پولی برایت ماند ...برایم یک پلاکارد بخر......به شکل گردنبند......بیاویزم به گردنم....و رویش با حروف درشت بنویسم:
"من یک انسانم "..." من هنوز یک انسانم" ...." من هر روز یک انسانم"

/ 2 نظر / 4 بازدید
بیگانه

سلام دوست عزیز من حسابی تحسینت میکنم خیلی قشنگ بود. حالا یکی نیس بگه شما به تحسین من چی کار داری[نیشخند] خود تحویل گیری مضمن دارم. راستی داری تو کاشون چی میخونی؟ من کاشونی ام خوشحال میشم ببینمت. نمیدونم چرا این همه با پستت حال کردم[نیشخند] که میخوام ببینمت. راستی دخترم.

حسن

یا این فیلمای وحشت ناک افتادم.